نگاهي به حضور ورزشكاران در عرصه تبليغات: چند ميگيري تبليغ كني؟ / مرتضی ناعمه
حضور حسين رضازاده، قهرمان وزنهبرداري جهان، در تبليغات يك بنگاه معاملاتي ملكي در دبي بحث حضور ورزشكاران در تبليغات را در ايران دوباره مطرح كرد.
حضور ورزشکاران در تبلیغات تجاری سابقهای طولانی در ایران دارد. در قبل از انقلاب چندین مرتبه چنین کاری از سوی قهرمانان آن دوره از جمله علی پروین صورت گرفت، اما پس از انقلاب تقریبا این روند متوقف شد. در دهه شصت حضور ورزشکاران در تبلیغات بسیار کمرنگ بود و به نظر ميرسد مشارکت ناصر حجازی در تبلیغ یک سری وسایل بدنسازی تنها حضور ورزشکاران در عرصه تبلیغات در آن دهه محسوب ميشود.
برخلاف کشورهای صنعتی، حضور چهرههای سرشناس در تبلیغات در ایران کميقبح داشت. خیلیها از حرکت غلامرضا تختی، قهرمان کشتی ایران در دهه چهل، که حاضر نشده بود در تبلیغ یک نوع تیغ خودتراشی شرکت کند به نیکی یاد ميکردند و از سایر ورزشکاران ميخواستند که از او الگو بگیرند.
در اواخر دهه هفتاد بود که این تابو شکسته شد. باید از کریم باقری، عضو سابق تیم ملی فوتبال ایران و بازیکن فعلی باشگاه پرسپولیس تهران، به عنوان یک سد شکن نام برد. در سال ۷۶ و پس از صعود خاطره انگیز تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی 1998 فرانسه، بیلبوردهای تبلیغاتی محصولات شرکت داروگر که تصویر کریم باقری روی آن خودنمایی ميکرد در اتوبانهای تهران نصب شد و تمامي نگاهها را متوجه خود ساخت.
همان موقع خیلیها کریم باقری را به باد انتقاد گرفتند. به عنوان نمونه نشریه شلمچه که در آن زمان منتشر ميشد، به باقری حمله کرد و از او ایراد گرفت که اگر ميخواهد به این کار دست بزند بهتر است با پیراهن تیم باشگاهی اش آرمینیا بیله فلد شامپو تبلیغ کند، نه با پیراهن تیم ملی ایران.
تابوی حضور ورزشکاران در تبلیغات در دهه هفتاد با حضور کریم باقری در تبلیغات شرکت داروگر در سال 1376 شکسته شد.
در سال ۸۱ و پس از اینکه احمدرضا عابدزاده بعد از یک دوره بیماری سلامت خود را بازیافت، در تبلیغات موتورسیکلت تلاش دیده شد و همین مساله، دیگر شرکتهای تجاری را به فکر انداخت تا با کسب مجوزهایی، از حضور ورزشکاران در امور تبلیغاتی خود استفاده کنند.
بعدها شرایط شکل حرفهایتر به خود گرفت. مهدی مهدویکیا، علی کریميو ابراهیم میرزاپور در بیلبوردهای تبلیغاتی شرکتهای آیوا، کن وود و اجنرال دیده شدند. حسین رضازاده هم در این زمینه بسیار پرکار بوده و هر چند ماه یک بار در تبلیغ یک شرکت ظاهر ميشود.
در دو سه سال گذشته هم علی انصاریان و علیرضا نیکبخت واحدی پوشاک آرین جین را تبلیغ کردند، سامره در تبليغ یک شرکت تولید مواد غذایی مشارکت کرد، حسین کاظمي و کریم باقری به ترتیب در بیلبوردهای مبلمان چوب شمال و شامپو گلان مشاهده شدند.
حضور ورزشکاران در تبلیغات ماهوارهای نیز مدتی است باب شده و حسین رضازداه، مهرداد میناوند، ناصر و آتیلا حجازی و چند فوتبالیست دیگر آن را تجربه کردهاند.
در مجموع حضور کمي و کیفی ورزشکاران ایرانی در دنیای تبلیغات با آنچه در کشورهای اروپایی مشاهده ميشود به هیچ وجه قابل مقایسه نیست و این سوال پیش ميآید؛ چرا شرکتهای تجاری ایرانی برای تبلیغ محصولات و خدمات خود استفاده بیشتری از ورزشکاران نميکنند؟
ورزشکاران چقدر ميگیرند؟
درباره حضور کمرنگ ورزشکاران در عرصه تبلیغات یکی از کارشناسان امور تبلیغاتی ميگوید: «این مساله چندین دلیل دارد. یکی این که در بازار ایران، مثل اروپا و آمریکا، رقابت شدید نیست. به همین دلیل در ایران خیلی از شرکتها از شیوههای تبلیغاتی که در خارج متداول است استفاده نميکنند و خود را بینیاز ميبینند. همچنین باید قبول کنیم ما در زمینه تبلیغات هنوز ضعیف هستیم. الان چند سالی است که کارشناسان تبلیغات در جهان به این نتیجه رسیده اند که حضور انفرادی یک ورزشکار در یک تبلیغ خیلی سودمند نیست. مثلا علی کریمي هر چقدر هم که محبوب باشد مخالفانی هم دارد و برآیند مخالفان و موافقان او یک نوع بیتفاوتی به وجود ميآورد، به همین دلیل است که ميبینیم در تبلیغات مشابه در اروپا و آمریکا از یک گروه فوتبالیست استفاده ميشود نه یک نفر. در مجموع احساس نیاز نکردن صاحبان شرکتها و همچنین تاثیر نه چندان زیاد این گونه تبلیغات در ایران، باعث شده حضور هنرپیشهها و ورزشکاران در تبلیغات پررونق نباشد.»
مبالغی که ورزشکاران برای حضور در تبلیغات ميگیرند اصلا با آنچه در اروپا مرسوم است قابل مقایسه نیست. یکی از مدیران شرکتهای تبلیغاتی که سابقه همکاری با هنرپیشهها و ورزشکاران دارد درباره میزان قراردادها توضیح ميدهد: «قراردادها با ورزشکاران معمولا بین ۱۰ تا ۶۰میلیون تومان است. به ندرت پیش آمده کسی بیش از ۶۰ میلیون تومان بگیرد. البته مثلا ممکن است یک کارخانه دار به خاطر علایق شخصي بیاید به علی دایی یا رضازاده بیشتر از این مبالغ بدهد، اما دركل میزان قراردادها در این محدوده است و اگر کسی بیش از این درخواست کند به نتیجه نميرسد. من شنیدهام یکی از فوتبالیستهای معروف برای حضور در یک تبلیغ ۱۵۰میلیون تومان خواسته بود که این رقم با موافقت طرف مقابل روبهرو نشد.» آنچه که در این سالها درباره میزان قراردادهای تبلیغاتی ورزشکاران گزارش شده و به گوش رسیده با اظهار نظر این مدیر همخوانی دارد. به عنوان مثال گفته ميشود مهدویکیا برای این که شرکت آیوا به مدت چهار ماه در آگهیهای مطبوعاتی و چهار بیلبورد از تصویر او استفاده کند، ۶۰ میلیون تومان از این شرکت گرفته است که این یک رکورد در بین بازیکنان فوتبال محسوب ميشود. کن وود مبلغی حدود ۴۰ میلیون تومان به علی کریمي پرداخت. درباره مبلغ قرارداد ناصر حجازی با يك بنگاه معاملات ملکی در دبی هم چنین رقميمنتشر شده است.
علیرضا نیکبخت و علی انصاریان با مبلغی نزدیک به ۱۵میلیون تومان برای آرین جین تبلیغ کردند. گفته ميشود حسین رضازاده هم معمولا برای تبلیغات داخلی خود رقمي بین ۵۰ تا ۷۰میلیون تومان ميگیرد.
قاعدتا علی دایی، با توجه به درآمدی که از مربیگری و نیز اداره شرکت تولید لوازم ورزشی اش دارد، راضی نخواهد شد و با این مبالغ به این عرصه وارد شد یا مهدی مهدویکیا به مبلغی کمتر از آنچه از آیوا گرفته رضایت نميدهد.
در حالی که تماميمبالغی که تاکنون درباره رقم قراردادهای ورزشکاران و هنرمندان ایرانی در رسانههای مختلف منتشر شده کمتر از ۱۰۰میلیون تومان بوده، بسیاری از سایتها از جمله سایت فردا میزان قرارداد حسین رضازاده با بنگاه معاملات ملکی رابینسون در دبی را ۲۰۰میلیون تومان ذکر کردهاند. اگر رضازاده حتی نصف این مبلغ را هم گرفته باشد در این زمینه یک رکورد فعلا دست نیافتنی خلق کرده است.
گروهي هم ميگويند كه رضازاده از اين شركت يك ويلاي بينظير دريافت كرده است.
دفاعیه رضازاده و حجازی
با این که ورزش ایران به سمت حرفهای شدن حرکت ميکند و بسیاری از ورزشکاران صاحب نام مثل مهدویکیا، باقری و رضازاده حضور در تبلیغات را امری عادی ميدانند، اما به نظر ميرسد هنوز جامعه ایران با این پدیده به راحتی کنار نیامده و به غیر از مسائل مالی، پیامدهای حضور در تبلیغات نیز موجب ميشود که خیلی از قهرمانان عطای این کار را به لقایش ببخشند. وگرنه علی دایی،هادی ساعی، علیرضا رضایی، علیرضا دبیر و علیرضا حیدری هم در این سالها با پیشنهادهایی روبهرو شدهاند که ترجیح دادند وارد این عرصه نشوند که در این میان پایین بودن مبالغ پیشنهادی اصلیترین دلیل مخالفت آنها بوده است.
در کنار این گروه باید به حسین رضازده اشاره کرد که با این عواقب دست و پنجه نرم ميکند و حضورش در تبلیغات ماهوارهای انتقادهای زیادی به همراه داشت. رضازاده در جواب منتقدانش به ایسنا گفت: «من در آخرین سالهای ورزش حرفهای به سر ميبرم. این حق من است که بتوانم برای زندگی آیندهام درآمدزایی کنم. من طبق قوانین و مقررات ایران در یکی از آگهیهای تبلیغاتی شرکت کرده ام. فکر نميکنم در دنیای ورزش حرفهای این مساله خلاف عرف باشد. من در این تبلیغات نه کار غیر قانونی کردهام، نه آن شبکه ماهوارهای غیرقانونی است و نه آن شرکتی که من با آنها فعالیت کردهام. این شرکت تابع قوانین جمهوری اسلامياست. مگر من تاکنون چه قدر پاداش گرفتهام که نباید از راه تبلیغات درآمدزایی کنم؟ چرا با من این گونه رفتار ميشود؟» ناصر حجازی هم در گفتوگویی با روزنامه خبرورزشی از مخالفان حضورش در تبلیغات انتقاد کرد: «اگر در ایران زمینه حضورم در تبلیغات به وجود ميآمد برای این کار با شرکت مورد نظر قرارداد همکاری امضا نميکردم. مگر من چقدر درآمد دارم که ميگویند نباید از این راه کسب درآمد کنم.»
به نظر ميرسد با توجه به عمر كوتاه حرفهاي ورزشكاران بايد در زمينه فعاليت تبليغي به ورزشكاران حق داد.
رضايي: واگذاري ويلا به رضازاده كذب است
حامي مالي رضا زاده با تكذيب خبر واگذاري ويلاي ساحلي در دبي به قويترين مرد جهان گفت: «متاسفانه در چند وقت گذشته شايعات زيادي مبني بر نحوه قرارداد ما در روزنامهها منتشر شده كه بايد متذكر شويم هيچ يك از اين شايعات صحت ندارد.» مصطفي رضايي افزود: «قرارداد في ما بين املاك رابينسون و حسين رضازاده يك قرارداد كاملا شفاف و حرفهاي است و هرگز مادهاي خارج از عرف تبليغاتي در اين قرارداد گنجانده نشده است. آنان كه ادعا ميكنند براي اين قرادادها، يك ويلاي ساحلي به نام رضازاده زدهايم در صورت اثبات ادعاي خود 10 ويلاي ساحلي از ما جايزه خواهند گرفت.»
وي در مورد اين كه بسياري معتقدند كه اين تبليغ شما باعث خروج سرمايهها از ايران ميشود گفت: قبلا استقبال هموطنان بيشتر براي خريد لوازم مصرفي و آرايشي بود كه باعث ميشد سرمايه ملي به سرعت سوخت شده و از بين برود، اما درحالحاضر تمايل به سمت خريد ملك و مسكن كه باعث ارزش افزوده سرمايه ميشود افزايش مناسبي يافته است. چيزي در حدود 10 تا 15ميليارد دلار سرمايه ايران در دبي به كار افتاده است كه از اين مبلغ در حدود 20 تا 25ميليارد دلار به صورت سود به ايران بازگشته است. البته بايد باز هم تاكيد كنم سرمايهگذاري در ايران مثل دبي و ديگر كشورها از امنيت كامل برخوردار است و مردم را به سرمايهگذاري در ايران تشويق ميكنيم.
منبع: روزنامه دنیای اقتصاد، مورخ 16/2/1387
(تعداد بازدید: 216 مرتبه)